X
تبلیغات
رایتل
1386/08/03 ساعت 14:59

باز تا کی به دروغ بنویسم :

" آری می شود زیبا دید !! می شود آبی ماند !!! "

گل پرپر شده را زیبایی ست ؟!

رنگ نیرنگ آبی ست ؟!
می توانی تو بیا ، این قلم ، این کاغذ ...

بنشین گوشه ی دنجی و از این شب بنویس !!

قسمت می دهم امّا به قلم ،
آنچه می بینی و دیدم بنویس

از چراگاه هوس ،

از خیانت
از شهامت بنویس

بنویس از کمر بـیـد شکـسته ،
آری از سکـوت شب و یک پنجره ی ساکـت و بـسته ،
از من

" آنکـه اینگـونه به امّـید سبب ساز نـشـسته "

از خود


هـر چه می خواهی از این صحنه به تصویر بکـش :

(( صحنه ی پـیچش یک پیچک زشت دور دیوار صدا ... ))

حمله ی خفاشان ، مردن گـنجشکان !!!
جرأتش را داری کـه بـبـینی قلمت می شکـند ؟ کاغـذت می سوزد ؟!

طاقـتش را داری کـه بـبـینی و نگـویی از حق ؟!

گـفـتن واژه ی حق سنگـین است
من دگـر خـسته شـدم
می توانی تو بیا ، این قـلم ، این کاغـذ
این همه مورد خوب
گفتی که بیا !!

بیا و بنویس !

این قلم این کاغذ

این همه مورد خوب ؟

خنده ام میگیرد !

که چرا بعضی ها

اینقدر خوش بینند ؟

که در این دهر بزرگ

این همه مورد خوب میبینند ،

گفتی که طاقت این کاغذ تو طاق شده

پیکر تنها قلمت خرد شده ....

زیر آوار دروغ !

من چه گویم ز دروغ ؟

من چه گویم ز ریا کاری افراد دورو ؟

من چه گویم ز همراهی این مردم سر تا پا کبر ؟
اگر آن کاغد تو طاقتش طاق شده !
کاغذ من زدروغ ناله اش ساز شده !
و اگر پیکر تنها قلمت خرد شده !
قلم من ز شرمندگی این همه درد آب شده

پی نوشت : خیلی سرم شلوغه وقت نکردم به همه کامنت های پست قبلم جواب بدم .... به زودی از این شرکت میام بیرون وقتم بیشتر آزاد میشه ..... خدمت همتون میرسم

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo